يادداشتي راجع به توحيد مصري. از طرف برخي مصرشناسان ادعا شده است كه باني حقيقي توحيد آمنحوتپ چهارم از سلاطين سلسلهٴ هيجدهم بوده كه از حدود 1375 تا 1358 سلطنت كرده است. درستي يا نادرستي چنين اظهاري بسته به تعريف ما از توحيد است. از يك لحاظ عقيده به يگانگي خدا بسي قديمتر از آن است،1 ولي اين توحيدي سطحي و ناپايدار بود كه از پرستش خدايان و نيمهخدايان بسيار ديگر مانع نميشد. به علاوه، توحيد مصري چندان تأكيدي بر اخلاق و عدالت نداتشت. توحيد عبري براي مورخ علم بسيار جالب است، زيرا نخستين تصور از وحدت اخلاقي است، كه با وحدت طبيعي كه اندكي بعد به وسيلهٴ فيلسوفان ايوني فرض مسلم شناخته شد، مغاير است. هر دو تصور گامهاي لازمي بود به سوي شناخت وحدت دانش و وحدت بشريت.
برگرديم به آمن حوتپ چهارم. او خداي يگانه را ابداع نكرد، بلكه عبادت انحصاري آتون2، يا قرص خورشيد، آن خداي قديم، را معمول كرد (يا بيشتر، سعي كرد معمول كند، زيرا شكست خورد). در آن هنگام بود كه او نام تازهاي اختيار كرد، آخوناتن3 (يا اخناتون [به معناي آتون راضي است] )4.
يوشع
يوشع در قلمرو سلطنت شمالي5 -- يعني اسرائيل -- در زماني در حدود 750 تا 734 برخاست. او يكي از بزرگترين انبياي عبري است. متن كتاب يوشع (در 14 فصل كه در هر دو شريعت يهود و مسيحي مقبول است) بسيار مغشوش است، و احتمالاً الحاقات بعدي زيادي در آن راه يافته است. يوشع جنبهٴ اخلاقي توحيد عبري را بسيار تقويت كرد و عقيده به رحمت (عشق) را مؤكداً عرضه داشت.
ميكاه
ميكاه (يا ميخا) نبي عبري در مورشتي يهوديه در اثناي سالهاي 745 و 700 ميزيست. مسلماً